دلفان امروز گزارش می دهد؛

ساعت چهاربعد ازظهربود خود رابرای رفتن به سپاه آماده می کردم، گوشی منزل زنگ زد ،آنرا برداشتم ، دوست وهمرزم دوران دفاع مقدسم زنده یاد حمید قبادی بود او دراین زمان فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشگر۵۷ ابولفضل(ع)بود بعد ازیک احولپرسی مختصروکوتاه خبرشهادت علی نجفی و طماس پرندوش رابه من داد!

کد خبر: ۸۲۱۳
تاریخ انتشار: شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۳:۲۰

گروه حماسه و ایثار دلفان امروز؛ ساعت چهاربعد ازظهربود خود رابرای رفتن به سپاه آماده می کردم، گوشی منزل زنگ زد ،آنرا برداشتم ، دوست وهمرزم دوران دفاع مقدسم زنده یاد حمید قبادی بود او دراین زمان فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشگر۵۷ ابولفضل(ع)بود بعد ازیک احولپرسی مختصروکوتاه خبرشهادت علی نجفی و طماس پرندوش رابه من داد!

شهید پرندوش شهید نجفی


بسیار متاثر شدم ،گفتم کی و چگونه این اتفاق افتاد؟ گفت لحظاتی قبل وهنوز موفق نشدیم جنازه هارا از چنگ قاچاقچیان آزاد کنیم ، بچه ها درگیر اند شاید یکی دوساعت طول بکشد،وگفت برای مبارزه باقاچاقچیان عازم مناطق مرزی وکوهستانی  تربت جام هستیم ،آنها بعنوان نیروی اطلاعاتی وپیشرو در جلو نیروها حرکت می کردند که در کمین قاچاقچیان افتادند، گفت فلانی، درطول این یک ماه رفتاری را از این دو نفردیدم که خاطرات حساس دوران جنگ برایم تداعی می شد،آنها همانند دو«شکار» بودندکه از کوههای سخت منطقه سبکبال ازسخرهای به سخره ی دیگر می پریدند، چقدر این دو نفردوست داشتنی بودند!


قرارشد تا اعلام رسمی، شهادت آن، دو موضوع محرمانه بماند. اتفاقا برادربزرگتر پرندوش راننده سپاه بود ومدام درکنارمن ،لحظاتی بعد او سراغم آمد تابه سپاه برویم،حال روز خوبی نداشتم ،آن روز گذشت ومن مداوم با مرحوم قبادی درارتباط بودم ،آنها موفق شده بودند پس از یک درگیری شدید،منطقه را پاکسازی وجنازه دوستان رابیاورند، ولی تا رسیدن جنازه ها به شهرما یک هفته زمان لازم بود ومی بایست تا ۲۴ ساعت قبل ازرسیدن آنها خانوداه های محترمشان درجریان نباشند،


درطول آن مدت من درحال هماهنگی بامسئولین شهربرای استقبال وتشیع جنازه ها بودم ودر تمام این مدت برادر بزرگ پرندوش درکنارم، گاهی می گفت:چرا دل ودماغ همیشگی را نداری؟


ومن هرباربهانه ای میاوردم.تااینکه  قرارشد موضوع رامنتشر وبه خانوادها اطلاع دهیم.فرمانده دلاورلشگر۵۷(ع) تا آن روز چندین باربامن تماس وپیگیر چگونگی برگزاری مراسم بود .واز من خواست تاخودم باخانوادها دیداروخبرشهادت آنها را اعلام کنم. برایم بسیارسخت بود!بعدازپایان دفاع مقدس کمترچنین اتفاقی افتاده بود، پیغام دادم تادایی علی نجفی، اقای جعفری،وبرادر عزیزم حاج غلام رضا سیف (دامادشهید نجفی)،عصر روزقبل ازتشیع جنازه ها  را به سپاه بیایند،اقای پرندوش رامامور این پیغام نمودم ،وگفتم بگو گویا چند نفرازبچه ها درماموریت تربت جام مجروح شده اند وعلی نجفی هم یکی ازآنان است!

من خودم را آماده کرده بودم که اگرایشان سوال کند ازطماس چه خبر؟بگویم اوهم زخمیست!ولی او به سرعت دنبال آقایان سیف وجعفری رفت ، ناچارشدم برادر دیگر پرندوش را به سپاه دعوت کنم خبرشهادت عزیزان به سرعت درسطح شهرنورآباد
پخش شد،(باهما هنگی سپاه) وقتی که اقای سیف و جعفری آمدند من پس از گزارش ماموریت لشگر۵۷ درتربت جام ومرز افعانستان خبرشهادت علی نجفی وطماسب پرندوس رابه آنان دادم ،عجب فضای سنگینی حاکم شد، اشک مجال تعریف حادثه رانمی داد،وبه آنها گفتم امشب جنازه ها رابه سپاه می آورند .

قراراست فردا تشیع شوند، آنها رفتند اما صدای گریه برادرکوچکتر پرندوش در فضای سپاه پیچیده بود،درحالیکه زار،زار گریه میکرد ،وسراغ مرا میگرفت ،اماهنوز خبرازشهادت طماس نداشت وفکر می کرد مجروح است، آقای رجب یوسفوند درکنارم بود که ایشان وارد اطاق من شد، وقتی که چشمان اشک آلود مرادید دستانش رادورگردنم  حلقه کرد ، وازمن پرسید خبر شهادت صحت دارد ؟ قدرت تکلم نداشتم فقط باسر اشاره کردم ،اری.


پس از مدتی گریه وناراحتی روبه او کردم ورجب یوسفوند را که همچنان آرام درکنار ما سرخود رابه زیر انداخته بود نشان دادم وگفتم این راهیست
که برادران شهید یوسفوند سالها پبش آن راطی کرده اند. وهمه ما منتظر یم روزی به این افتخارنائل شویم دراین لحظه برادر بزرگتر پرندوش وارد اطاق شد ودر کمال خونسردی به من گفت ازچند روز پیش که با بنیاد شهید جلسه گذاشتی حدس می زدم طماس یکی از شهدای ماست.!
 
یادشان گرامی باد ./ علی محمد نظری

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 3
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۵/۲۰
0
0
باظهور حضرت صاحب الامر عج الله میتوان سر قاتلین این دوشهید بزرگوار و اختلاس گران را از تن جدا کرد غیر ازاین راهی وجود ندارد الهم عجل لولیک الفرج
مهدیه ایرانی
|
|
۱۳۹۵/۰۶/۲۳
1
2
باسلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) و آرزوی سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی عصر(عج) و سلامتی حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) خاطرات تلخ و شیرین آن روزها برایم یادآوری شد ولی آقای نظری ، آقای جعفری برادر زن شهید نجفی و پسر عمه ایشان است نه دایی ایشان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۵/۰۵/۰۶
1
3
خیلی عبرت آموزو تکان دهنده بود به خداقسم ماسخت به اینها مدیونیم انشالله خداوندجناب نظری از رزمندگان دوران جنگ را به سلامت بدارد

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: