دلفان امروز گزارش می دهد؛

آقای رحیم صفوی که جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود، او فرمانده گردان حمزه پرسید نیروهای شما در چه مدت زمانی می توانند خط دشمن را بشکنند؟ آقای بلفت گفت: حاجی یک دقیقه!

کد خبر: ۸۹۶۵
تاریخ انتشار: شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۵۸

گروه جهاد و مقاومت دلفان امروز؛ امام خمینی (ره) می فرمایند:ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم ، ما در جنگ دوستان و  دشمنان را شناختیم، ما درجنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خود بایستیم ،ما درجنگ ابهت دو ابر قدرت شرق وغرب راشکستیم، مادر جنگ ریشه های انقلاب اسلامییمان را محکم کردیم، ما درجنگ حس برادری ووطن دوستی رادرنهاد یکایک مردممان بارورکردیم.

مقام معظم رهبری می فرمایند : همه کسانیکه در جنگ تحمیلی هشت ساله، چه با حضور خود یا فرزندان و عزیزانشان حضور و فعالیتی داشته اند ،مخصوصا خانواده شهیدان عزیز و جانبازان و اسیران گرامی ، باید بدانند که در امتحان بزرگ شرکت کرده و در آن سربلند بیرون امده اند.

پس از اینکه تیپ ۵۷ ابولفضل(ع) درانجام ماموریت های خود موفق گردید ، درسال ۶۴-۶۵ دستور ارتقا آن به لشگر از طرف فرماندهی کل سپاه صادر شد به همین منظور قرار شد برای بالا بردن توان رزمی لشگر برای هر شهرستان یک گردان رزمی خاص نیروهای آن شهر تاسیس گردد.

گردان حمزه سیدالشهدا(ع) شهرستان دلفان در سال ۶۵ در همان راستا تشکیل گردید. در این زمان بیشتر فرماندهان دلفانی در یگان های دیگر، نظیر یگان قائم (عج) سپاه بوکان و دیگر نقاط مشغول خدمت بودند.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

از این رو پس از تشکیل گردان، برادر علی بلفت از فرماندهان وقت لشگر بعنوان اولین فرمانده گردان انتخاب و برادران سید ابولقاسم موسوی و علی نجات زارعی بعنوان معاونین ایشان مشغول خدمت گردیدند.

قابل ذکر است که تا این زمان نیروهای رزمنده شهرستان دلفان علاوه بر گردان کمیل و گردان انصار از لشگر ۵۷ دریگان های دیگر نظیر یگان قائم ، سپاه بوکان و دیگر نقاط کردستان مشغول انجام ماموریت بودند.

گردان حمزه با سه گروهان کربلا،جماران و امام حسین(ع) که همه از برادران بسیج و پاسدار شهرستان دلفان بودند پس از سازماندهی کم کم آماده اجرای ماموریت گردید . گردان شهرستان دلفان در ابتدا جهت ایجاد آمادگی لازم به عنوان پدافند درمنطقه دربندی خان مستقر شدند.

در سال ۶۶ جهت اجرای عملیات در منطقه ماووت عراق به همراه گردان انبیاء خرم آباد شبانه از رودخان ذاب،  عبور و یک شبانه روز در زیر باران شدید دردامنه ارتفاعات قمیش مستقر تا به هنگام غروب افتاب به خط دشمن حمله و آن را تصرف نمایند، اما فرماندهان جنگ به تصمیم نهایی نرسیدن و قرار شد گردان های عملیاتی یک شبانه روز دیگر درهمان مکان همچنان استقرار داشته باشند تا زمینه اجرای عملیات فراهم گردد.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

روز بعد فرماندهان جنگ تصمیم به لغو عملیات گرفتند ، فرمانده لشگر با من تماس گرفت و گفت « گوشی بی سیم قرارگاه تاکتیکی را بردار و دقیقا هر چه من میگویم به آنها منتقل کن، گوشی را برداشتم. حاج نوری گفت بگو این ابلاغیه از طرف او می باشد:"تمام نیروها باید به موقعیت ما برگردنندو با توجه به ذیق وقت هیچ تعللی نکنند".

پس از مدتی فرمانده قرارگاه تاکتیکی اعلام کرد آقای بلفت فرمانده گردان حمزه می گوید، نیروهای من به سنگرهای دشمن نزدیک شده اند و مایل به باز گشت نمی باشند! من موضوع را فوری به اطلاع حاجی رساندم ،ایشان گفت مجدد خودت با او حرف بزن و بگو این مسئله جدیست ، به هر حال آن عملیات لغو و نیروها به عقب برگشتند.

چون در آن زمان سلسله عملیات ها به نام نصر انجام می گرفت رزمندگان ما نام آنرا (نصرهیچ) گذاشتن!

پس از مدت کوتاهی قرار شد عملیات در همان منطقه ولی این بار بر روی ارتفاع گرده رش انجام گیرد، سه گردان حمزه سید الشهدا (ع)، انبیا و شهدا آماده عملیات شدند. درجلسه هماهنگی قبل از عملیات، آقای رحیم صفوی که جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود حضور داشت.  او از فرمانده گردان حمزه پرسید نیروهای شما درچه مدت زمانی می توانند خط دشمن را بشکنند؟

آقای بلفت گفت: حاجی یک دقیقه! همه حاضرین درجلسه و خود آقای صفوی خندیدند، فضای جلسه کمی عوض شد، آقای صفوی دوباره پرسید جدی بگویید چقدر وقت لازم دارید،؟  گفت حاجی ۵۰ ثانیه. این بار خنده حضاربیشتر شد..

شب عملیات علی رغم اینکه درهمان لحظه اولیه آقای بلفت روی مین رفت و یک دست و یک پایش (از مچ) قطع گردیده بود به نیروها سفارش میکرد زودتر خط رابشکنید.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

چند روز بعد حاج کشکولی که در آن زمان معاون ستاد سپاه ششم بود در تماس با حاج نوری میگوید خبر زخمی شدن بلفت را از اقای صفوی شنیدم او گفته بود واقعا نیروهای آن گردان شجاعانه و در کمترین زمان ممکن خط را شکستند!

درهمان عملیات برادر سید ابولقاسم موسوی بعنوان فرمانده گردان انتخاب و برادران علی زارعی و لطیف عباسپور بعنوان جانشینان وی انتخاب شدند. دراین عملیات گردان حمزه یکی از بهترین فرماندهان گروهان خود شهید محمد  مرادی را از دست داد.

مدتی بعد گردان حمزه برای پدافند دریک زمستان بسیار سرد و پر برف در دامنه ارتفاعات گمو مستقر گردید. تا اینکه  در اولین روزهای آغازین سال ۶۷ که ماموریت تصرف شاخ شمیران درمنطقه دربندی خان به لشگر  واگذار گردید، درجلسه شور فرماندهان ،زمان مقاومت دربرابر پاتک های عراق یکی از سخترین زمان های عملیات تشخیص داده شد و برای این مهم گردان حمزه درنظر گرفته شد.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

بعد از تصرف ارتفاعات توسط رزمندگان دیگر گردان های لشگر بلافاصله گردان حمزه برای مقابله با پاتک های دشمن در خط مستقر گردید.

از همان شب اول استقرار گردان حمزه پاتک های عراق شروع شد، تا یک هفته پس از آن عملیات به دلیل اهمیت سوق الجیشی ارتفاعات (درصورت عدم تصرف شاخ شمیران کل دست آوردهای عملیات کربلای ده که منجر به آزاد سازی پنج شهر عراق ازجمله حلبچه گردیده بود ناکام می شد) جنگ های سختی بین گردان حمزه و نیروهای عراقی بوجود امد، بطوریکه درمقاطعه ای فاصله بین آنها به کمتراز ده متر میرسید!

روزهای قبل از  این عملیات برای بررسی آخرین وضعیت گردان همراه فرمانده لشگر به محل استقرار آنها رفتیم ،بعداز جلسه، مرحوم زنده یاد
حاج سید فتح اله موسوی (پدر سید ابوالقاسم موسوی فرمانده وقت گردان حمزه) رو به من کرد و گفت چند لحظه کارتان دارم، به همراه ایشان به بیرون ازچادر رفتیمو گفت: اگردر این عملیات شهادت نصیبم شد که به آرزوی دیرینه خود رسیده ام،  اما اگر از آن محروم و زنده برگشتم نیاز به استراحت دارم ولی بدون ابولقاسم نمی روم حاج نوری را متقاعد کن کسی را به جای ایشان معرفی کند.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

او خسته نبود زیرا بقول خودش ده تا از ما جوان های آن روز را به حساب نمی آورد، اما گله مند از کسانیکه نه تنها درجنگ نبودن بلکه از پشت جبهه هم موجب بعضی تنش ها درگردان می شدند و این موجب دلسردی او شده بود ، او با بغضی که دربیان مطالب گلویش را می فشرد با دست دادن به من قول گرفت تا این کار راپیگیری کنم.

هنگام خروج از محل گردان حاج نوری به من گفت اقا سید چکارت داشت؟ موضوع پیشنهاد جابجایی سید ابوالقاسم را گفتم، ایشان گفت شما چه جواب دادید، گفتم قرارشد به اطلاع شما برسانم و نتبجه را به او بدهم.

چند ماه بعد ماموریت دفاع و احتیاط منطقه عمومی سرپل ذهاب به لشگر واگذار شد.

به همین دلیل گردان های حمزه نوراباد و بعثت خرم آباد در منطقه استقرار یافتند، و چند گردان دیگر در تنگه شوهان جهت پشتیبانی از آنان مستقر شدند.

این روزها همزمان شد با قبول قعطنامه ۵۹۸ از طرف جمهوری اسلامی و آن پیام مهم امام خمینی (ره).

منافقین که فکر میکردن نظام اسلامی از ضعف و ناتوانی در ادامه جنگ ناچار به قبول قعطنامه گردیده است با حمایت و پشتیبانی نیروهای عراق از منطقه قصرشیرین و سرپل ذهاب به کشور حمله کردند. دراین عملیات تعدادی از نیروهای لشگر از جمله سید محمد موسوی برادر فرمانده گردان حمزه به شهادت رسید، پس از آتش بس درجنگ یک روز حاج نوری خطاب به من گفت. حالا موقعش رسیده سید و پدرش به استراحت بروند، ومقدمات جابجایی را پیگیری نمایید.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

پس از آن پیشنهاد، حاج سید فتح اله فرمانده لشگر از من پرسید برای جایگزین سید ابولقاسم موسوی چه کسی را پیشنهاد میدهید، منهم حاج محمد رجب یوسفوند را مطرح کردم حاج نوری  علی رغم اینکه تا کسی را نمی شناخت به او مسئولیت نمی داد گفت سر فرصت ایشان را بیاورید تا اورا ببینمو ما هم زمنیه دیدار آقای یوسفوند را فراهم و او در پادگان قدس  خرم آباد با حاج نوری دیدارکرد .

جمله ای را به اقای یوسفوند گفت که بسیار پرمفهوم ونشان از استقامت رزمندگان دلفانی درجنگ بود ، خطاب به ایشان گفت بچه های نورآباد درمقابل آتش دشمن مقاومند ، شما باید این روحیه را حفظ کنید،

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان

پس از جابجایی فرماندهان گردان حمزه ماموریت پدافندی درمنطقه مهران و چنگوله به لشگر واگذار شد ، و گردان حمزه نورآباد درارتفاعات چنگوله مستقر شد.

آن ایام مصادف شد با رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با توجه به حساسیت موجود ، ماموریت پوشش دفاعی درمنطقه جوانرود و پاوه به لشگر محول شد . دراین زمان حاج نوری در حال گذراندن دوره دافوس درتهران بود، روز قبل از رحلت امام با من که درمنطقه عملیاتی ایلام بودم تماس گرفت وگفت به مقر لشگر ۱۱امیرالمومنین ایلام برو و طی یک صورت جلسه گردان حمزه که در چنگوله استقرار دارد  را به لشگر آنها مامور و ما  بقیه نیروها را به سمت گردنه پلنگان درجوانرود ببرید تا به حاج کشکولی که  درانجا مستقراست بپیوندید.

رزمندگان دلفان، گردان حمزه دلفان


اظطراب سنگینی برما حاکم بود. ابتدا به چنگوله رفتم وپ س از گفتگو با فرمانده گردان حمزه به همراه ایشان به مقرلشگر۱۱ حضرت امیر(ع) رفتیم  پس از انجام هماهنگیهای لازم ،گردان حمزه از لشگر ۵۷ ابوالفضل(ع) منفک و به لشگر ۱۱ مامور گردید.

تا اینکه صدام قبل از حمله به کویت رسما قرارداد الجزایر را پذیرفت و عملا ناکامی خود و حامیانش در جنگ تحمیلی را به اثابت رساند .

  وبه دلیل ایجاد شرایط صلح در کشور اعزام نیروهای بسیج مردمی به یگانهای رزم ضرورت پیدا نکرد وهمین امر باعث ادغام چندین گردان لشگر گردید که گردانهای حمزه نورآباد و کمیل الشتر در هم ادغام و تاریخ حماسه سازی  رزمندگان این گردان همیشه پیروز به پایان رسید.

یاد وخاطره همه شهدا بخصوص شهدای گردان حمزه سیدالشهدا(ع) نوراباد و همه رزمندگان وحماسه سازان ان گرامی باد.

تهیه کنندگان: علی محمد نظری و  غلام رضا سیف


انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 6
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۵/۱۱/۰۵
3
0
امانتدار خوبی نیستید کامنت گذاشتم منعکس نکردید
پاسخ ها
دلفان امروز
| Iran, Islamic Republic of |
۰۶:۲۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
با سلام خدمت شما مخاطب گرامی...پیام های حاوی مطالب توهین‌آمیز منتشر نخواهد شد.

رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۵/۱۱/۰۴
4
0
سلام چرا پیام را ننوشتید!!!!!!!!!
|
United States
|
۱۳۹۵/۱۱/۰۳
0
6
الا ای طوطی گویای اسرار مباداخالیت شکرزمنقار ان شا الله این صفحات سایت شما هیچ گاه از یاداین بزرگواران خالی نباشد از نقاط قوت سلسله خاطرات مستندسردارنظری دست اول بودن این منابع است بنده شنیده ام ایشان در عملیات شگفت انگیز سال 76در شمال خراسان باسردارپرندوش و نجفی همرزم بودند اگرمیسربود شرح آن عملیات را درج کنیدموید وکامیاب باشید
موسوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۵/۱۱/۰۳
0
11
جالب بود با تشکر از تهیه این گزارش شنیدنی ،یاد وخاطره همه شهدا بخصوص شهدای گردان حمزه سیدالشهدا(ع) نوراباد گرامی باد.
|
United States
|
۱۳۹۵/۱۱/۰۲
0
11
گرامی بادیادوخاطره ی سرداران شهیداین دیارامجدنوربخش.دوستعلی محمدی مرادکیانی حشمت الله نظری حمیدرضا کاوه ای محمدمرادی عزیزقاسمپور محمدقلی کاظمی رحمان علی نیاحیدررضایی طهماس پرندوش وهمه ی شهدای خونین کفن این دیار

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: